عضو هیات مدیره انجمن مهندسی دریایی ایران در این گفتوگو، «بازدارندگی صرف» را برای تنگه هرمز ناکافی خوانده و ضرورت «حکمرانی هوشمند» و تدوین یک «معماری فرامتن» را برای مدیریت یکپارچه خلیج فارس ترسیم میکند.
به گزارش مارین نیوز، تحولات اخیر در خلیج فارس و تنگه هرمز، بار دیگر اهمیت این گذرگاه راهبردی را در کانون توجه تحلیلگران دریایی قرار داده است. در چنین فضایی، دکتر شهراد کوکبی جهرمی، عضو هیئتمدیره انجمن مهندسی دریایی ایران، در گفتوگو با رسانه تصویری سی ایران از «مدیریت هوشمند تنگه هرمز و خلیج فارس» بهعنوان یک چارچوب راهبردی یاد میکند؛ چارچوبی که از نگاه او، صرفاً به بُعد نظامی محدود نیست و باید در دو لایه سخت و نرم، اراده سیاسی، مقبولیت، خدمات دریایی، حقوق، فناوری و محیطزیست را به هم پیوند بزند.
بازخوانی تاریخی؛ از آخوندک تا تغییر پارادایم دریایی
دکتر کوکبی جهرمی با نگاهی به ریشههای تاریخی مدیریت در خلیج فارس، عملیات «آخوندک» و جنگ نفتکشها در فروردین ۱۳۶۷ را نقطه عطف تغییر راهبرد دریایی ایران میداند. به اعتقاد او، آسیب به سکوهای نفتی و ناامنیهای آن دوره، محدودیتهای نبرد کلاسیک را برای کشور عیان کرد؛ تجربهای که با پذیرش قطعنامه و تعبیر تاریخی «نوشیدن جام زهر» در حافظه راهبردی کشور ماندگار شد. نکته قابلتأمل اینکه، این روند بازاندیشی با فروپاشی شوروی همزمان شد؛ زمانی که نیروی دریایی آمریکا بهعنوان قدرت مسلط، فضای جدیدی از یکهتازی را در منطقه رقم زده بود. همین ضرورت، ایران را به سمت الگوی «جنگ نامتقارن» سوق داد؛ رویکردی که بهجای تکیه بر شناورهای کلاسیک، بر ترکیبی از قایقهای تندرو، مینهای دریایی، زیردریاییهای کوچک و شبکههای پهپادی و موشکی متکی است تا در محیط محدود و پرتراکم خلیج فارس، ابتکار عمل را در دست بگیرد.
تثبیت اراده سیاسی؛ پیوند با نظریه ثبات هژمونیک
به گفته این کارشناس حوزه مهندسی و حکمرانی دریایی، تحولات اخیر خلیج فارس و دریای عمان را باید در امتداد یک روند تاریخی دید؛ روندی که در آن مسئله اصلی، صرفاً یک تنش یا برخورد موردی نیست، بلکه توان یک کشور برای «حاکمکردن اراده سیاسی» خود در محیط پیرامونی است.
از نگاه او، قواعد بینالمللی تا زمانی که به پشتوانه قدرت و سازوکار مؤثر اجرا متصل نشوند، بیشتر در سطح متن و استناد حقوقی باقی میمانند. به همین دلیل، اراده سیاسی در دریا زمانی معنا پیدا میکند که یک کشور بتواند قواعد رفتاری و حقوقی مورد نظر خود را، با تکیه بر توان بازدارنده و ظرفیت حکمرانی، در میدان عمل اعمال و تثبیت کند.
کوکبی جهرمی با اشاره به اتفاقات اخیر در تنگه هرمز میگوید: «این رویدادها را باید فراتر از یک درگیری نظامی دید. آنچه در قالب آسیبهای واردشده به ناوگان دریایی آمریکا توسط مینها و موشکها رخ داده، نشانه تثبیت اراده سیاسی جمهوری اسلامی بر خلیج فارس و دریای عمان است. در علوم سیاسی و روابط بینالملل، در نظریه «ثبات هژمونیک» پرسش بنیادین این است که چه قدرتی نظم را در یک محیط برقرار میکند. امروز جمهوری اسلامی با اتکا به لایه سخت بازدارندگی، عملاً مدیریت صحنه را در دست گرفته است.
او ضمن تأکید بر اینکه بازدارندگی بهتنهایی کافی نیست و برای تثبیت اراده سیاسی در تنگه هرمز باید «مقبولیت» نیز ایجاد کرد، میگوید: «مدیریت هوشمند تنگه هرمز، مسیر عبور از بازدارندگی صرف بهسمت حکمرانی ایجابی است.»
شبکه مویرگی خدمات و هوش مصنوعی بومی
برای تحقق این الگو، دکتر کوکبی جهرمی بر ایجاد یک «شبکه مویرگی» بهعنوان بازوی اجرایی تأکید دارد؛ زیرساختی واقعی برای پایش لحظهای و خدمترسانی به شناورها. او با تشبیه این مدل به پلتفرمهای هوشمند حملونقل، معتقد است مدیریت تنگه هرمز نیازمند یک «ماشین محاسباتی» برای تصمیمسازی برخط است.
این سامانه که باید بر پایه سنسورهای دریایی، دادههای ماهوارهای و بهویژه «هوش مصنوعی بومی» بنا شود، شناورها را نه صرفاً اهداف راداری، بلکه واحدهایی فعال در یک زیستبوم هوشمند میبیند. به گفته او، استقرار این شبکه، مدیریت تنگه را از حالتی صرفاً نظامی خارج کرده و با ارائه خدماتی چون پشتیبانی فنی، امداد و تأمین مایحتاج، تنگه هرمز را به کانون خدماترسانی و یک مزیت اقتصادی بزرگ در پهنه خلیج فارس و دریای عمان تبدیل میکند.
نقش متفاوت سپاه و ارتش در راهبرد دریایی
کوکبی جهرمی در بخش دیگری از این گفتوگو، بر تفاوت مأموریت نیروی دریایی سپاه و نیروی دریایی ارتش نیز تأکید میکند. به گفته او، نیروی دریایی کلاسیک برای مأموریتهای آبهای آزاد، پیمایشهای دوربرد و حضور در عرصههای فرامنطقهای طراحی میشود؛ در حالی که در محیطی مانند خلیج فارس و تنگه هرمز، عامل اصلی بازدارندگی و حفاظت نزدیک، ساختار چابک و نامتقارن است. از این منظر، او نیروی دریایی سپاه را رکن اصلی صیانت از تنگه هرمز و خلیج فارس میداند و معتقد است این تفکیک مأموریتی باید در تحلیلهای راهبردی بهدرستی دیده شود.
محاصره دریایی و ضرورت پاسخ عملیاتی
عضو هیئتمدیره انجمن مهندسی دریایی ایران همچنین به موضوع «محاصره دریایی» اشاره میکند و میگوید یکی از پرسشهای مهم پس از تجربههای جنگی، این است که اگر طرف مقابل کارت محاصره را روی میز بگذارد، ایران با چه ابزارها و سازوکارهایی میتواند پاسخ دهد. از نگاه وی، پاسخ فقط نظامی نیست؛ بلکه باید در قالب یک سامانه عملیاتی جامع تعریف شود که هم توان بازدارندگی داشته باشد و هم امکان مدیریت عبور و مرور و تأمین خدمات را فراهم کند.
حقوق، محیطزیست و امانتمداری
او در نقد برخی نگاههای تقلیلگرایانه میگوید: «یک سوءبرداشت رایج این است که تصور کنیم حقوق دریا تنها در قوانین سازمان بینالمللی دریانوردی (IMO) خلاصه میشود؛ در حالی که این یک خطای راهبردی است.» او تصریح میکند که دولتها در آبهای سرزمینی و مناطق تحت حاکمیت خود، اختیار تام دارند تا قوانین داخلیشان را در حوزههای امنیت دریانوردی، تجارت، محیطزیست و استانداردهای بندری اعمال کنند.
از نگاه وی، مدیریت هوشمند تنگه هرمز یعنی ما نباید در «جنگ حقوقی» منفعل باشیم، بلکه باید با تکیه بر حق حاکمیت، پروتکلهای ایمنی، اقتصادی و نظارتی خود را تدوین کرده و آن را به بخشی از نظمِ منطقه تبدیل کنیم. او در نهایت با اشاره به خلیج فارس به عنوان «نعمت الهی»، تأکید میکند که این پهنه آبی باید با رویکرد «امانتمداری» مدیریت شود؛ رویکردی که در آن حفاظت از محیطزیست دریایی، انرژیهای پاک و پایبندی به الزامات کربنی، نه یک شعار، بلکه بخشی جداییناپذیر از حکمرانی دریایی کشور باشد.
برآیند: بهسوی حکمرانی واحد
در جمعبندی، دکتر کوکبی جهرمی «مدیریت هوشمند تنگه هرمز و خلیج فارس» را نه پروژهای صرفاً نظامی یا حقوقی، بلکه الگویی یکپارچه برای حکمرانی دریایی میداند؛ مدلی که بازدارندگی، مقبولیت، فناوری، خدمات و محیطزیست را در کنار هم میچیند تا از تنگه هرمز نه یک گلوگاهِ بحران، بلکه محوری راهبردی برای تثبیت اراده سیاسی ایران بسازد.
او در عین حال نسبت به پراکندگی دیدگاهها در اندیشکدهها و نهادهای پژوهشی هشدار میدهد و بر ضرورت تدوین یک «معماری فرامتن» و قانون جامع تأکید میکند. به باور این کارشناس حوزه مهندسی و حکمرانی دریایی، این «تزهای جزیرهای» باید با محوریت نهادهای بالادستی، از جمله شورای هماهنگی اجرای سیاستهای کلی توسعه دریامحور و سواحل مکران و مرکز پژوهشهای مجلس، جمعبندی و به یک نقشه راه واحد، روشن و قابل اجرا تبدیل شود.
دکتر کوکبی جهرمی معتقد است تنگه هرمز، اگر «کارت» درستی در آن بازی شود، نه یک تهدید، بلکه فرصتی طلایی برای ارتقای حکمرانی دریایی و تثبیت اقتدار بینالمللی ایران خواهد بود.